ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
35
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
هستند ، تعجب تو در اين مقام بيجاست . آن روز هم بدين منوال گذشت . يوم شنبه نوزدهم ، الى دوشنبه بيست و يكم : امر كلى كه قابل تحرير باشد واقع نبود . يك روز صاحبى ايلچى به بازديد قپلان اوغلى ، ساعتى رفته معاودت به منزل فرمودند . روز بعد چون درحين حركت از طهران ، دواب باركش بسيارى از جماعت همدانى ، از قرار رأسى شش تومان پنجهزار دينار از طهران تا تفليس كرايه نموده بودند ، برآورد وجه كرايه آنها را نموده كه مبلغ معتدى بود با يك ثوب قبا بهجهت خلعت جلودار آنها تسليم مكاريان كرده ، آنها را از تفليس روانهء محل خود نمودند . در همان روزها چند رأس قاطرى از مال صاحبى ايلچى را نيز بار كرده به تفليس آورده بودند . با جمعى از فراشان و عمله زيادتى كه همراه بودند باوجود اينكه مبالغ كلى درحين حركت به صيغه مواجب و ساير اخراجات به آنها داده شده بود ، قدر معتدى اخراجات و انعام به آنها داده و آنها را روانهء ايران نمود . اين روزها هر روزه سردار برسم ديدن ، ساعتى به منزل صاحبى ايلچى آمده تعارف رسمى بجاى مىآورد . روزى خبر رسيد كه مصطفى خان طالش كه جمعى مسلمانان را بهدست روسيه داده و آنها را مقتول كرده بودند ، متوفى و خون ناحق آن بيچارهها گريبان او را گرفت . يوم سهشنبه بيست و دويم : صبح سردار به منزل صاحبى ايلچى آمده تعارفات بجاى آورده ، مذكور نمود كه هر گاه من يكروز شما را ملاقات نكنم اوقات بر من تلخ خواهد بود . ساعتى توقف ، شيرينى و چاى صرف كرده به منزل خود رفت . بعد از زمانى دو نفر سوار چوپانكاره از دار السلطنهء تبريز وارد و نوشتجات از امناى دولت عليهء ايران آوردند . درباب امور والى گرجستان و مرخصى چند نفر سالدات و سرباز كه از جانبين درحين منازعه بدست آمده بودند شروحات قلمى داشته بودند . چون چندى بود كه صاحبى ايلچى سردار را بازديد نكرده بودند ، اين روز به جهت قرار مدار امور والى و مرخصى سالدات و سرباز مذكور ، ساعتى گاريت طلبيده به منزل سردار رفتند . سردار برسم هميشه انواع احترام بجاى آورده ، بعد صاحبى ، مضامين نوشتجات را به او اظهار و او نيز جوابى گفتند و قرارومدارى در آنها داده و ساعتى در آنجا توقف و مشغول صحبت گرديده بعد روانهء منزل شدند ، و آنچه قرارداد در امور والى و ساير جهات شده بود شروحات به امناى دولت عليه قلمى ، و روز بعد به مصحوب همان دو سوار چوپانكاره روانهء تبريز نمودند . يوم چهارشنبه بيست و سيم الى سهشنبه سلخ شهر شعبان المعظم سنهء 1229 : اموريكه قابل تحرير باشد واقع نبود ، و اوقات صاحبى ايلچى گاهى به ملاحظهء فيلان و گاهى به سرپرستى اسبان و بعضى وقت بگردش باغچه كه در جنب منزل واقع بود مصروف مىشد . از اين روزها روزى خبر رسيد كه جمعى ارباب طرب به جهت تحصيل معاش از ايران به تفليس آمدهاند . كمانداد كه عبارت از كوتوال و صاحب اختيار شهر تفليس بوده باشد ، آنها را در قلعهء محبوس خانه فرستاده ، حبس كردهاند . صاحبى ايلچى فرستاد قلعهبيكى مذكور را آورده ، فرمودند كه بچه جهت ارباب طربى كه از ايران به اينجا آمدهاند محبوس كردهاى ؟ در جواب مذكور نمود كه بتصور اينكه مبادايشان قطاع الطريق